توسط دختر شهر باران » يکشنبه مهر 17, 90 2:20 pm
بابام داشت جدول حل میکرد
رو به من کرد و گفت :
موجود 2 حرفی ؟
منم گفتم یخ ،
گفت آخه یخ هم شد موجود ؟
گفتم دِ نـَـه دِ
مگه تابلو دم بقالی رو ندیدی نوشته یخ موجود است ؟
کفرش در اومد و فهمید مسخرش کردم
چند دقیقه بعد دوباره پرسید
خطرناک به انگلیسی؟
اومدم بگم دِ نـ ... خوابوند زیر گوشم و
گفت زهر مار و دِ نـَـه دِ ،
منم با بغض تو گلوم و چشم اشکیه از حدقه در اومده
گفتم دِ نـجر!!!!

نیا باران، نیا باران
زمین جای قشنگی نیست
من از جنس زمینم خوب می دانم
که دریا، جد تو در یک تبانی
ماهی بیچاره را
در دام ماهیگیر میراند


حسن باران این است
که زمینی ست، ولی
آسمانی شده است
و به امداد زمین می آید




-

دختر شهر باران
-
- پست ها: 2342
- تاريخ عضويت: دوشنبه فروردین 24, 88 11:55 am
- موقعيت مکاني: شهر باران
سپاسگذاری کرده اید: 4226 مرتبه
سپاسگذاری شده: 4847 مرتبه در 2004 پست
- میزان اعتبار: 5

-