توسط Moto Reza » چهارشنبه مهر 15, 88 10:52 pm
سلام / اولین تحلیل اتوبوسی
ساعت 7 شب که داشتم با اتوبوس برمی گشتم خونه در راه اتوبوس داشت با سرعت میرفت که یه ایستگاه رو که پر جوون هایی بود که داشتن از سالن ورزشی میمودن جا گذاشت ولی با یک دنده عقب باهال و پر از لطف برگشت تا اون جوون ها رو که حدود 10 نفر می شدن سوار کنه / که کاشکی نمی کرد
اینا تا اومدن تو اتوبوس ساکت که نمونه یک وسیله نقلیه عمومی بود رو تبدیل به صحن حیاط دبیرستان کردن و شروع کردن به داد و بیداد و حرف های چیز دار و شوخی های خرکی با صداهای خرکی تر
اینا یه یک ربعی مشغول بودن / یکیشونم رفته بود تو قسمت زنونه و به یه دختر گیر داده بود که شماره بده / دختره بیچاره هم که داشت کلافه می شد سرشو برد طرف پنجره تا ریخت پسررو نبینه گرچه صدای نحسشو میشنید
بماند که این رفیق ماهم داغ کرده بود تا بره اینا رو گوشمالی بده ولی من بهش گفتم اینا ده نفرن بیخیال بشین سره جات
تا اینکه راننده که خودش اینا رو لطف کرده بود سوار کرده بود جوش آورد و با صدایی سرشار از لطف از نوع آبدار ابراز احساساتی نمود و گفت که اینجا خانواده نشسته ، بسه ، خجالت بکشید
عجب جوی بود ، همه ساکت شدن ولی هنوز یکی از این اراذل می خندید ::نیشخند::
جالب اینجا بود اون پسره هنوز داشت مخ دختررو میزد و حواسش به این چیزا نبود
آقا پنج دقیقه نگذشت که دوباره صدای اینا رفت بالا و ایندفعه گوشی های چینی که پشتشون شصت تا باند داره روشن شد با آهنگ های جواد و داغون
باز این رفیق ما داغ کرد ولی من گفتم بشین سره جات
ایندفعه راننده دیگه بدجور قاطی کرد و اتوبوس رو وسط خیابون نگه داشت و نشیمن خودش رو از رو صندلیش بلند کرد و شروع کرد داد و بیداد / یکی نبود به این بگه وسط خیابون چرا ماشین رو نگه داشتی
ایندفعه ساکت تر شدن ولی صدای بوق ماشین های عقبی داشت گوش مارو نوازش می کرد / اخه تو شهر ما بوق های خفن رو همه ماشین ها هست
گذشت
اینا صداشون کمتر شد ولی هنوز زمزمه میومد
جالب اینجا بود اون پسره هنوز داشت مخ میزد
نزدیکای ایستگاه آخر بودیم که دیگه اون پسره ناکام از قسمت خانمها بلند شد و بیخیال قضیه ناراحت اومد اینور
تا اتوبوس نگه داشت من پیاده شدم و دیدم که این اراذل پول گذاشتن رو هم که پول اتوبوس رو بدن که آقای راننده دوباره یه نیمچه اخمی به اینا رفت و زیرلب یه چیزایی می گفت ولی اینا انگار نه انگار
رفتن ادامه بدن همین کارهارو تو خیابون
من این ها رو سرزنش نمی کنم ، شاید منم اگه با رفیقا بودم و تعداد بالا بود دست به این حرکات میزدم که از شما چه پنهون یه بار این کار رو وقتی تو دبیرستان بودم تو اتوبوس کردم شاید بدترشو
اونم این بود که تو اتوبوسی که آدم ازش میزد بیرون نزدیک قسمت خانم ها دایره بسته بودیم من رو کیفم بندری میزدم و رفقا با صدای دو رگه می خوندن
اونجا هم راننده به ما تشر زد ولی چون من وسط دایره بودم کسی منو ندید و من سالم از اتوبوس پیاده شدم
نظر شما چیه؟
شما هم اینجوری شدید؟
منتظرم
برداشت مطالب فقط با ذکر منبع امکان پذیر می باشد
با سپاس از همکاری شما
-------------------------------------------------------------------------
| |
-------------------------------------------------------------------------
1. مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی
2. حتی برای یک نفر کوچک باش و عاشق که عشق خود می داند, "آیینه بزرگ کردنت را" !!!
3. *. هر کسی لیاقت دوستی با گروه تکسیس رو نداره ، باید اون پایینا بمونه تا بفهمه چقدر کوچیکه!!
-

Moto Reza
- سرپرست بخش ترفندها

-
- پست ها: 619
- تاريخ عضويت: سه شنبه اسفند 27, 87 1:34 pm
- موقعيت مکاني: Arak
سپاسگذاری کرده اید: 2046 مرتبه
سپاسگذاری شده: 1407 مرتبه در 490 پست
-