توسط siAlAn » جمعه آذر 11, 89 1:06 am
نمي دونم دركش تا چه حدي واست راحته كه چقدر دوستت دارم
خب تو رابطه هاي عاشقانه ، علاقه مندي عنصر اصليه
ولي نه با اين آلياژ
تو هم زياد داري شلوغش مي كني ها
من كه از همون اول هم گفتم ، دركش واست سخته
يعني مي خواي بگي فقط تو دوستم داري؟ پس من چي بي معرفت؟
مي توني بهم ثابت كني؟
اره خيلي راحت و اسون؟
خب اگه راست مي گي چطرري؟
18 ماه فيكس به پت مي شينم تا بتونم بعد از اون بازم باهات رو اين نيم كت بشينم
مي خواي به آينده اميدوارم كني؟
مي خوام زندگيمون رنگ بگيره ف يه رنگ باشه ، قشنگ باشه
تو كه بهتر از هر كسي مي دوني تنها كسم تو اين عالم كيه
اره خوب مي دونم
دوستت دارم عزيزم
من هم هيمنطور جيگر
الان چيزي بيشتر از دوسال داره از اون روز مي گذره
بعد از ما خيلي ها اومدن رو اون نيمكت نشستن و به هم قول دادن و با هم عهد بستن كه واسه هم ببمونن
يا موفق شدن يا اينكه نه
نمي خوام دوباره زخمم رو وا كنم
نم يخوام دوباره بهت فكر كنم
نم يخوام دوباره دلتنگي هام رو باهات قسمت كنم
حتي ديگه نيم خوام ببينمت
اسمت رو بشنوم
به صدات فكر كنم
نم دوني چه بلايي سرم اوردي
هفتم آبان روز تولدت بود
واست يه رز قرمز آورده بودم
ولي رو اون نيمكت، كنار من ، جات خالي بود
نيومدي شايد يادت نبود
شايد كار داشتي
دوازه آبان ساعت 22:43 دقيقه سالروز اشنايمون بود
كلي گريه كردم ولي گوشيم زنگ نخورد
يه اس هم ندادي
ولي من واست نوشتم : خانومي دوستت دارم، سالروز اشنايمون مبارك
ولي خطت خاموش بود، پيام دليورد نشد
يكي رو پيدا كردم كه عقده هام رو باهاش درميون بزارم
نترس گلم دختر نيست
حالم بد تر شد بعد از اينكه شنيدم عيد قربون جشن عقدت بود.
درسته كه ناراحت شدم
ولي از ته دل خوشحالم
انشاا.. خوش بخت بشي
از طرف كسي كه تا ابديت دوستت داره
========================================
بیابان سر جایش ماند، اگرچه شن ها راهی شدند.
========================================
-

siAlAn
-
- پست ها: 910
- تاريخ عضويت: يکشنبه شهریور 21, 89 8:34 pm
- موقعيت مکاني: خداييش به تو مربوطه ؟
سپاسگذاری کرده اید: 2846 مرتبه
سپاسگذاری شده: 2931 مرتبه در 876 پست
- میزان اعتبار: 5

-