ایجادآن کسی که یک تبهکار را از نیستی به هستی آورد یعنی آفرید البته پیش بینی مینمود که او تبهکار خواهد شد . در اینصورت آیا پیش بینی مینمود که پس از ارتکاب تبهکاری او را نخواهد بخشید ؟
[highlight=#ffffff][size=4]تردید[/highlight][/size]
بمن میگویند تو که نسبت بهمه چیز تردید داری و شکاک هستی آیا نسبت بتردید خود شکاک نمی باشی ؟ و ایا تصور نمیکنی که شک و تردید تو نیز شک و تردید باشد.
در پاسخ میگویم : بلی من نسبت بتردید خود شکاک هستم و گرنه نسبت بهیچ چیز تردید نداشتم و بعبارتی دیگر اگر از تردید خود در تردید نبودم اصولا شک و تردید من معنی نداشت . و باز بمن می گویند که در کتابهای تو ضد و نقیض فراوان است و خیلی اختلاف گویی کرده ای .
شگفتا اگر من دانای حقیقت بودم و می دانستم این دنیا کیست و چیست دیگر چیزی نداشتم که بشما بگویم زیرا شما همه چیز را می دانستید برای اینکه اگر از آغازعالم تا کنون یکی از افراد بشر بیکی از حقایق بزرگ پی برده بود ما اینک بتمام اسرار واقف بودیم .برای فهم معضلات و برای نفهمیدن معضلات که خود فهم دیگری است باید همواره ضد و نقیض گفت و گرنه راه بمقصود نمیبریم